تبليغاتX
آرمین ولاله

آرمین ولاله

غمخواری

سلامی به گرمی شعله ی عشق

سلامی به گرمی محبت عشق

وسلامی دیگر بر همه ی دوستان عزیزم انشا الله که حالتون خوب باشه اول از همتون معذرت خواهی میکنم چون من خیلی دیر دیر اپ میکنم اخه من درسام سنگینه و هم امتحانام هست خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید

غمخوارم کرده این دنیا

دو دل کرده مرا این دنیا

دو دلی دارد کفایتی

لکن غمخواری ندارد کفایتی

حکایتی دارد این غمخواری

که دنیام سیه بود ز غمخواری

مرا در غربت جا گذاشته بود

و خودش ز بی وفایان دنیا پیوسته بود

چشمانم ز اشک باران بود

لکن لبان او ز خنده گل باران بود

هر لحظه به یادشم

هر لحظه در انتظارشم

+ نوشته شده در  هشتم خرداد 1388ساعت 22:15  توسط دوعاشق  | 

خدایا

 
خدایا!
 
به رغم تمامی تلاش هایم
 
شکست خورده ام .
 
نیازمند آن نیرو ، شهامت و ایمانی هستم
 
تا دریابم که  در هر چه روی می دهد
 
رحمت تو نهفته است.
 
مرا خردی بخش
 
که شکست را توقف نداند
 
وآن را نردبانی برای فراز به اوج ببیند
 
تا دریابم ،‌ راه موفقیت من را
 
شکست های بی شمار هموار می کند
+ نوشته شده در  بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:57  توسط دوعاشق  | 

خدایا تو خودت بهتر میدانی

خدایای من

می گن دل حرم توست و غیر تو را نباید راه داد

پروردگارم نمی دونم اشتباه کردم یا نه

ولی خودت آگاهی که تنها آرزوی من رسیدن به توست

عاشقانه پرستیدن توست.

پس مرا به وصال خودت برسان

من هم خودم رو این جوری قانع می کنم که شاید مانع رسیدن من به تو میشد

پس خودت بهم صبر بده و بهترین رو برام در نظر بگیر

کمکم کن بتونم به گفتم عمل کنم

آرمین و لاله

+ نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:20  توسط دوعاشق  | 

ارمین ازت یه دنیا ممنونم

چشم به راه نشستم

ز دیدار تو نشستم

چشمانم ز دیدار تو اشک ریزان است

ز بهر دوریت اشک ریزان است

این دل سینه ی غم به بغل می گیرد

چون ز دوریتاین دل اواره می شود

این چند بیت شعر واسی ارمین اخه چند مدته که اصلا با هم حرف نزدیم دلم هم براش تنگ شده یه خبر خوش هم دارم برای همتون مخصوصا واسی ارمین

ارمین جان من تو امتحان قبول شدم و من رو برای کلاسا برداشتن و تو این امتحانا که گرفتن من نفر اول بیرون امدم ارمیییییییییییییییییین ازت خیلی ممنونم  این امتحان بخاطر اطمینانی که تو بهم دادی قبول شدم واقعا ازت ممنونم این گل هم واسی ارمین گلم

دوست دارم ارمین جان

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:44  توسط دوعاشق  | 

من نشاني از تو ندارم
اما نشاني ام را براي تو مي نويسم
در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار
خيابان غربت را پيدا كن و
وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو
كلبه غريبي ام را پيدا كن
كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام
در كلبه را باز كن
به سراغ بغض خيس پنجره برو
حرير غمش را كنار بزن
مرا خواهي ديد....
با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است
نشسته ام پشت ديوار دردهايم.....
+ نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:2  توسط دوعاشق  | 

عشق من لاله

 

بده دستاتو به دستم

تا با هم کلبه بسازیم

کلبه ای پر از من وتو

از من وتو ما بسازیم

دور بشیم از همه مردم

واسه درد هم بمیریم

با ستاره ها بخوانیم

با ترانه جون بگیریم

کلبه ای اندازه عشق

با غچه ای و حوض و گلدون

سر تو باشه رو شونم

مثل لیلا،مثل مجنون

تو بشی مادر گلها شمن بشم بابای بارون

عشق من

 

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:11  توسط دوعاشق  | 

ارمین دوست دارم

سلام بر عاشقانی همچون ما

من لاله هستم من  ۴بیت شعر می نویسم ببنید شما معناش چیه؟ اخه ارمین یه چیز دیگه ی فکر  می کنه ولب من قصده ام چیز دیگه است شما بگید معناش چیه؟

من هستم تو اسمونت

همیشه هم میا بدیدنت

اما تو حس نمی کنی

چون نا امیدم و تو نمیدونی

دوستان به نظر شما معناش چیه؟ ها

من خودم میگم اره من ارمین رو دوست دارم ولی بخاطر شکست به روی خودم نمیارم

ارمین من دوست دارم

 ولی مشکل اینه که من هنوز نتونستم اون از یاد ببرم ولی مطمنم با عشق ارمین از یاد می برم

این شاخه ی گل هم واسی ارمین

+ نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:11  توسط دوعاشق  | 

گلم خوبم

گلم خوبم تمام هرچی دارم

بذار سر روی شونه هات بذارم

 تمام خواسته ی من از تو اینه

خودت میدونی خستم نا ندارم

چشام لبریز بارون راه ابره

ببین خونه بدونت عین قبره

نمی دونم چه جور بگم می خوامت

سکوتم نه شکایته نه صبره

یه لحظه با تو ، به دنیا نمیدم

با تو تا آخر رویا رسیدم

همه دنیا پی خودم می گشتم

خودی تر از تو عاشق تر ندیدم

تو آغوش منی انگار می میرم

چه قدر آرزومه اینجا بمیرم

بده دستاتو مرهم باش برای

دل ساکت سرد سر به زیرم

مثل مرجان دریایی عزیزی

مثل یه عشق رویایی زلالی

به معصومیت یه شاخه رز

مثل یه مرغ عشقی بی گناهی

+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:31  توسط دوعاشق  | 

سلام

سلام دوستان خوب ومهربون

من آرمین هستم .این وبلاگ و تقدیم میکنم به عزیزترین کسم یعنی لاله جون

من لاله رو خیلی دوست دارم خیلی زیاد .لاله ساکن دبی ومن ساکن ایرانم هنوزندیدمش ولی خیلی بهش علاقه دارم .لاله میگفت بایکی دوست بوده خیلی هم دوسش داشته ولی طرف بهش نامردی میکنه و ازهم جدا میشن.تا اینکه من باهاش آشنا شدم .روز وشب من شده لاله.لاله شدم واسه یه زندگی شده یک فرشته نمیدونم ولی من دوسش دارم .لاله نمیتونه اونو فراموش کنه واقعا دوسش داره ولی میخوام گذشته رو فراموش کنه میخوام کمکمش کنم تا هرچی بوده از ذهنش پاک کنه  زیاد مزاحمتون نمیشم.امیدوارم از کلبمون خوشتون بیاد.فعلا

لاله جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد

+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:17  توسط دوعاشق  |